معرفی تکسو
با تکسو، محصولات، زیرساختها و فرصتهایی که برای ساخت و توسعه یک کسبوکار در اختیار مشاوران قرار میگیرد آشنا شوید.
مشاوران تکسو با شرایط، اهداف و تجربههای متفاوت مسیر خود را آغاز کردهاند. داستان شروع، چالشها، رشد و دستاوردهای آنها را از زبان خودشان بخوانید.




بعضیها برای درآمد بیشتر شروع کردند، بعضیها برای ساختن یک کسبوکار و بعضیها برای تجربه مسیری تازه؛ نقطه شروع متفاوت است، همانطور که مسیر موفقیت هر فرد متفاوت است.
پیش از شنیدن داستان مشاوران، با تکسو و مسیرهایی که برای رشد و پیشرفت در اختیار آنها قرار میگیرد بیشتر آشنا شوید.
با تکسو، محصولات، زیرساختها و فرصتهایی که برای ساخت و توسعه یک کسبوکار در اختیار مشاوران قرار میگیرد آشنا شوید.
باشگاهی برای رهبرانی که با رشد مستمر، تیمسازی و توسعه دیگران، مسیر حرفهای خود را در تکسو به سطح بالاتری رساندهاند.
با تاپ تیم، جایگاه آن در تکسو و مسیری که مشاوران برای قرار گرفتن در جمع تیمهای برتر طی میکنند آشنا شوید.
خیلی از هدفهای زندگیم رو تیک زدم!
ادوایزر 2 ستارهمن ویدا حسنی هستم. کارشناسی ارشد ریاضی دارم و سال ها در دبیرستان ها دبیر کنکور
بودم. سالها درآمد خوبی داشتم ولی مشکلی
که وجود داشت این بود که به عنوان یک مادر نمی تونستم کنار بچه هام باشم و تجربه
اولین راه رفتنشون، اولین کلمه ای که گفتن و…کنارشون
تجربه کنم و یا زمان هایی که مریض بودن و به من نیاز داشتن نمی تونستم پیششون
باشم. تا اینکه توسط دوست خواهرم با محصولات شرکت تکسو آشنا شدم و به عنوان یه کار
پاره وقت در کنار معلمی استارتش رو زدم و الان خیلی خوشحالم. با گذشت زمان و
انتخاب این تجارت به عنوان شغل اصلیم الان ده ساله که تو این مسیرم و تونستم چندین
برابر درآمد معلمی رو به دست بیارم و خیلی از هدفهای زندگیم رو تیک بزنم و امروز
می تونم بهت بگم که اگر مثل من مادری هستی که هم می خوای مستقل باشی و به تمام هدفهات
برسی و هم از بودن کنار بچه هات لذت ببری اینجا جاییه که می تونه هر دوتارو بهت
بده.
این کار قبل از اینکه درآمدت رو بسازه، خودت رو میسازه!
ادوایزر 2 ستارهمن هم مثل خیلیها با کلی سؤال و تردید شروع کردم. نه پرزنت حرفهای بلد بودم، نه آدمسازی رو میشناختم و نه میدونستم این مسیر واقعاً تا کجا میتونه منو ببره.
فقط یک چیز داشتم: تصمیم گرفته بودم جدی امتحانش کنم.
سختترین قسمت برای من خودِ کار نبود؛ ساختن خودم بود. یاد گرفتم با جواب منفی، شکست، آدمهایی که میرن و روزهایی که نتیجه نمیگیرم کنار بیام. فهمیدم اگر قرار باشه دیگران رو راهبری کنم، اول باید خودم ظرفیت راه رفتن توی مسیر رو پیدا کنم. جایی تغییر شروع شد که فهمیدم قرار نیست فقط فروشنده یا جذبکننده باشم؛ باید آدم بسازم.
نگاهم از چطور خودم بیشتر نتیجه بگیرم؟ رفت سمت چطور آدمهای کنارم رو رشد بدم؟
از اونجا بود که کار برای من معنای عمیقتری پیدا کرد. فهمیدم نتیجهی واقعی فقط عدد و درآمد نیست؛ آدمهایی هستن که بهخاطر این مسیر، خودشون رو جدیتر گرفتن و رشد کردن.
امروز بعد از سالها، هم از نظر مالی به جایگاهی رسیدم که روزهای اول حتی تصورش برام راحت نبود، هم تجربهای دارم که هیچ کتابی بهتنهایی نمیتونست بهم بده.
اما بزرگترین تغییری که در من اتفاق افتاده، نگاهیه که به خودم، آدمها و مسئولیتی که بهعنوان یک راهبر دارم پیدا کردم. امروز بیشتر از اینکه دنبال ساختن یک فروشنده باشم، دنبال ساختن یک آدم توانمند هستم. اگر تازه واردی، دنبال نتیجهی یکشبه نباش. این کار قبل از اینکه درآمدت رو بسازه، خودت رو میسازه؛ به شرطی که واقعاً خودت رو در مسیر رشد قرار بدی. من اگر به روز اولم برگردم، فقط یک کار میکنم: زودتر جدی میشم.
در این سیستم، موفقیت محدود به افراد خاصی نیست!
ادوایزر 2 ستارهشروع مسیر من به سال ۱۳۹۷ برمیگرده زمانی که یک بانوی خانهدار بودم و با وجود سالها تحصیل، تصورم از آینده شغلی، رسیدن به یک موقعیت کارمندی و درآمد ثابت بود. بهصورت اتفاقی با شرکت تکسو آشنا شدم و با شناختی که به مرور از این فرصت پیدا کردم، تصمیم گرفتم مسیر متفاوتی را انتخاب کنم؛ مسیری که آغازگر فصل جدیدی در زندگی من شد.
روزهای آغاز این مسیر برای من با تردیدها و ترسهایی همراه بود؛ ترس از
ناشناختهها و نگرانی از اینکه آیا میتونم در این مسیر موفق بشم یا نه. ولی داشتن هدف و تصویری روشن از آیندهای که میخواستم
برای خودم بسازم، به من انگیزه داد تا به ترسهام غلبه کنم.
هرچه بیشتر با مفهوم نتورک و اصول این تجارت آشنا شدم، ایمانم به مسیری که انتخاب کرده بودم هم عمیقتر و محکمتر شد.
من تکلیفم رو با ترسهام مشخص کردم!
ادوایزر 1 ستارهمن مهسام، قبل از تکسو زنده بودم، نفس میکشیدم، راه میرفتم، اما زندگی نمیکردم. اصلا زندگی کردن رو بلد نبودم ، مگه زندگی کردن چه شکلیه؟ از لابه لای زندگی دیگران دنبال معنی درست زندگی میگشتم. تو شرایطی این کار رو شروع کردم که هیچ هدفی برای خودم نمیتونستم داشته باشم ، شاید یکم باورش سخت باشه حتی برای خودم، نمیدونستم هدف داشتن چه شکلیه، وقتی این تجارت بهم معرفی شد اولش مقاومتی نداشتم اما کم کم حس کردم که باید بین هدفهام و پسرم یکی رو انتخاب کنم ، تو مسیر متوجه شدم که یه مادری که برای خودش وقت میذاره و روی شخصیتش کار میکنه چقد راحتتر از پس چالشهای زندگیش بر میاد و صبور تر و آگاهانه تر نقش مادریش رو اجرا میکنه. روزای اول عدم آگاهی سختترین چالش من بود چون اصلا نمیدونستم کجام و کجا میخوام برم.
در حقیقت نقطه عطف های زیادی رو تو مسیر تجربه کردم ، اما یکی از بهترین نقطه عطف های مسیرم جایی بود که تکلیفم رو با ترسهام مشخص کردم، ترس از نشدن، ترس از قضاوت ، ترس از درست شدن چالشها تو تیمم، ترس از نرسیدن و نرسوندن.
متوجه شدم هویتی که من تو مسیر رسیدن میتونم بدست بیارم رو دارم با این ترسها از دست میدم و یکبار برای همیشه تکلیفم رو با ترسهام مشخص کردم.
گاهی یه گفتگوی آگاهانه با خودمون و متعهد موندن به اون گفتگو میتونه بهترین نقطه عطف برامون باشه.
امروز در دل تمام رویاهایی که روزی آرزو داشتم، دارم زندگی میکنم!
ادوایزر 1 ستارهقبل از تکسو با اینکه هم دبیر بودم، همزمان مطب سونوگرافی کار میکردم و کارگزار مسکن مهر شهرستان خودمون در استان بودم، ولی از لحاظ مالی به شدت تو فشار بودم. چون شغل قبلی که مغازه داشتم ورشکست شده بود و کلی وام و بدهی داشتم که بدون پشتیبان و حمایت کسی باید خودم پرداخت میکردم و درآمدم اصلا کفاف خرج و مخارجم و بدهیهامو نمیداد.
و شدیدا دنبال یک راه نجات بودم تا بتونم از این شرایط سخت بیرون بیام و بخاطر همین مجبور به فعالیت در سه جا بودم.
وقتی پیشدعوت میشدیم، به شدت تشنه شناخت کار شدم ؛ چون جوری ارزشگذاری شده بود که اصرار میکردم این بیزینس به منم معرفی بشه. بعد از یک هفته که دعوت شدم، یک ساعت قبل از تایم جلسه در محل پرزنت حاضر شده بودم تا این فرصت عالی رو از دست ندم
و یه حسی به من میگفت که راه نجاتم همینجاست . با اینکه فولتایم کار میکردم، ولی تایمم رو آزاد کردم تا این فرصت عالی رو از دست ندم .
داخل سالن انتظار مشاورین رو که میدیدم با لباسهای شیک و مرتب از اتاقهای پرزنت خارج میشدن ، منو راغب تر میکردن تا حتما این شغل رو به دست بیارم
بزرگترین چالشم در لحظه شروع داشتن کلی بدهی بود و نداشتن مبلغی برای استارت کار
اما چنان ارزش کار به من ثابت شده بود که دوباره سرمایه اولیه رو قرض کردم و باید خیلی زود برمی گردوندم
از آذر ۹۳ تا اردیبهشت ۹۵ هر کاری کردم رشد نکردم و دقیقا وسط دریایی بودم که در حال غرق شدن بودم . نه راه برگشتی داشتم چون رویاهایی زنده شده بود که باهاشون زندگی میکردم و نه راهی پیش رو داشتم که بتونم پیش برم .
این تجارت ورژن قدرتمند خودت رو از زیر خروارها خاک و ناامیدی بیرون میکشه
ادوایزرقبل از ورود به تکسو یک زن خانه دار ترسو و با اعتماد به نفس پایین بودم که همیشه آرزوم بود استقلال مالی داشته باشم. راننده سرویس مدرسه شدم که دستم تو جیب خودم باشه عاشق رشته روانشناسی بودم و با پول سرویس دوره آموزشی میخریدم تا اینکه با این برند آشنا شدم و ۶ ماه مشتری محصولات بودم. دلیل شروع من درآمد و بالان بردن اعتماد به نفس و کیفیت محصول بود.
روزهای اول کاری با دست خالی همراه با کلی ترس و نگرانی و مخالفت های خانواده و اطرافیان شروع کردم. تجربه اولیه اون همراهی کردن؛ حمایت کردن و شنیده شدن؛ حسم رو به انتخابم خوب میکرد.
بزرگترین چالش من این بود که نمیتونستم جلوی خانواده اقدام کنم و شرکتم رو با برندهای دیگه مقایسه میکردن و میخواستن مانع ادامه مسیر من بشن. چالش جدید برای من ایجاد میکردن و چیزی که سخت بود این بود که خانواده رو متوجه کنم که اونی که تو ذهن شماست تو تجارت من نیست.
نطقه عطف من از اونجایی شروع شد که تو ماه سوم کاری دعوت شدم به سمینار تهران تازه اونجا بود که متوجه شدم که انتخابم درسته و آتش عشق به کار من از اونجا شعله ور شد. فهمیدم وارد بازی جدیدی شدم که میتونم خود واقعیم رو پیدا کنم؛ هر چی جلوتر میرفتم درآمد های بهتر و ویژن تیک زدن های قشنگتر
امروز که توی تاپ تیم هستم چقدر خوب درک میکنم که این تجارت ورژن قدرتمند خودت رو از زیر خروارها خاک و ناامیدی بیرون میکشه .لایف استایل آدم رو تغییر میده و یک شکوفایی در زندگی ها ایجاد میکنه.
کافیه به خودت فرصت ماجراجویی بدی!
ادوایزر 1 ستارهقبل از سال دوم دانشگاه در هیاهوی تجربیات جدید و روزهای پرتلاطم و پر از سوالات ریز و درشت در ذهنم بودم که به دعوت پدرم که یک ماهی بود با تکسو آشنا شده بود، با کمپانی عزیزمون آشنا شدم
با یک ذهنیت بسیار بسته نسبت به کار کردن اما با روزنه هایی از امید شروع کردم، شاید صرفا به خاطر درخواست پدرم. فضای مثبت و پر از انرژی تیم داشت اذیتم میکرد و حس میکردم همه چیز خیلی غیر طبیعی مثبته، تا زمانی که آموزش دیدم و متوجه شدم غیرطبیعی دیدگاه من و انرژی امروز منه. کم کم این نگاه تغییر کرد تا لحظه ای که در یک جلسه از سری جلسات راهبر عزیزم جناب آقای عادل نشستم و از اونجا با دیدن منش و نگرش ایشون نسبت به زندگی، همه چیز تغییر کرد.
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی!
ادوایزر 1 ستارهمن یه خانم خیاط بودم عاشق کارهای هنری و البته خیلی درون گرا و کم حرف که دوست نداشتم با آدم های زیادی سر و کله بزنم یا ازم خبری داشته باشن. یه مدت پوست دستم حساس شده بود و خیلی تیره. به همین دلیل بود که مادرم با محصولات شرکت تکسو آشنا شدن و روزی که محصولات رو برای مادرم آوردن من با خط حمایتی ام آشنا شدم و یک کرم برای دستم بهم دادند تا اینکه من یک سال به عنوان مشتری خط حمایتیم محصولات رو ازشون تهیه کردم.
از اونجایی که عاشق کمک کردن به دیگران بودم و خودم نتیجه دیدم، دعوت به کار شدم و شروع کردم. درصورتی که شرایط مالی و رفت و آمد برای من اصلا فراهم نبود و خیلی ترس داشتم چون من اهل ارتباط نبودم و تو شهر خودم به جز خانواده خودم و همسرم هیچ اقوامی نداشتم.
از اینکه میدیدم روزهای تعطیل همکارام به خانواده سر می زنن و فروش دارن. به این فکر می کردم که من برای این کار مناسب نیستم و بعد از چند ماه کرونا هم شروع شد که دیگه احساس کردم کلا خونه نشین هستم و نمی تونم کارم رو قوی جلو ببرم. تا اینکه متوجه شدم همکارام با همین شرایط جزء فروشندگان برتر شدن. به خودم گفتم الان وقتشه که اتفاقا من که نمی تونم با دیگران حرف بزنم، با فضای مجازی و تبلیغات خیلی خوب می تونم محصولات و کارم رو به دیگران معرفی کنم. همچنین از مطالبی که یاد گرفته بودم که رشد از درون اتفاق میفته و این بیت شعر که بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی تغییرات بزرگ شروع شد.
با همه ی این احوال یک سال کاری دیگه با همه بالا و پایین ها که برای خودم و خط حمایتیم اتفاق افتاد، تصمیم گرفتم با حال خوب و عشق به سه چهار نفری که از تیمم مونده بودن کار کنم. کلی اتفاق شگفت انگیز در سیستم کاری و درآمدی برای خودم و تیمم رقم خورد که باور به خودم و شرکتم و خط حمایتیم رو هزار برابر کرد.
حرفم به کسی که تازه این تجارت رو شروع کرده اینه که بودنت اینجا اصلا اتفاقی نیست و قطعا به درخواست خودت اینجایی و به جای شک و تردید و دو دل شدن یا افکار منفی، هزارِ وجود خودتو بذار که خدا به جای یک بار، دوبار هدفت رو تیک می زنه.
میخوام مسیر رشد رو پر قدرت ادامه بدم!
ادوایزراز کار خودم بیکار شده بودم و از کار کردن برای دیگران و نداشتن نتایج خوب حالم بد بود.
۳ ماه به شرایط کاری فکر میکردم که کنترلش دست خودم باشه و بالاخره به دلیل انعطاف پذیری، آزادی عمل، درآمد نامحدود و شناخت و زنده شدن هدفهام شروع کردم.
منشور ثروت را تجربه و به معنای واقعی زندگی میکنم!
ادوایزرقبل از تکسو مدیر عامل شرکت بازرگانی بودم که در زمینه واردات و صادرات فعالیت میکرد. سال ۱۴۰۲ بازنشسته شدم و یک سال بعد از بازنشستگی با شرکت تکسو آشنا شدم. این آشنایی مرا با دنیای نتورک و پتانسیلهای موجود در این تجارت جدید علاقمند کرد .
تجربه اولیه من مملو از درسهایی عملی بود که هر روز با آن آشنا میشدم، اینکه چطوری میشه به درآمدهای بالایی که هیچ سقف محدود کننده ای ندارد، دست یافت. چطوری میشه پول را به عنوان زیر مجموعه ای از ثروت مشاهده کرد و هم زمان در رشد شخصیتی سرمایه گذاری مناسب داشت .
شروع دنیای نتورک و تفاوتهایی که با زمینه تجارب قبلی من در کار سنتی وجود داشت یکی از بزرگترین چالشهایی بود که در مسیر جدیدم قرار گرفت. اینکه چطوری میتونم تجارب مثبت بیزنس قبلی را با شاگرد بودن در این بیزنس جدید تلفیق کنم و خودم را در مسیر رشد هدفدار این تجارت قرار بدهم. البته سن و سال هم در این چالش بی تاثیر نبود.
پشت سر گذاشتن این چالش، کنار گذاشتن سن و سال، درک کار تیمی و همسو شدن با تیم حمایتی مرا در مسیر رشدی که شرکت از قبل برنامه ریزی و ابزارهای مورد نیاز آن را فراهم کرده بود، قرار داد .
اصول پایه ای این تجارت مرا بیشتر در لحظه جاودانه حال قرار داده و میتوانم با حضور خود در لحظه لحظه زندگی، منشور ثروت که نشان دهنده ترکیبی از سلامتی ، رشد معنوی ، پول ، علم و تفکر مناسب میباشد را تجربه و به معنای واقعی زندگی کنم .
اگر واقعا به دنبال این هستید که زندگی کنید و از لحظه به لحظه عمرتون لذت ببرید، اگر میخواهید به عنوان یک فرد تاثیر گذار چالشهای مداوم زندگی که از بیرون به ما تحمیل میشود را مدیریت کنید و اگر میخواهید درآمد شما به سطحی برسد که فارغ از هر گونه وابستگی به تورم رویاهای اقتصادی خودتون را جامه عمل بپوشانید، نتورک و شروع کار از این طریق را بهتون پیشنهاد میکنم.
گلادیاتور باش و رسالت خودتو کشف کن!
ادوایزرقبل از تکسو، معاون مدارس تیزهوشان و مدیرعامل یک مجتمع هنری بزرگ در سطح کشور بودم. سالها تجربه مدیریتی و ارتباط با مردم داشتم و همیشه روحیه یادگیری و ساختن در من پررنگ بود. علاقهام به کارآفرینی(خدمت به همنوعانم) و همچنین تجربه و علاقهام به طب سنتی، من را به سمت تجربه یک مسیر جدید سوق داد.
در دوران کرونا، برای موضوع کاهش وزن وارد یک گروه شدم و همانجا با شرکت تکسو آشنا شدم. با توجه به شرایط آن روزها و اینکه امکان فعالیت بیرون از فضای مجازی تقریباً وجود نداشت، تصمیم گرفتم این تجربه جدید را امتحان کنم.
تجربه اولیهام با موضوع لاغری شروع شد و بعد از ورود جدیتر به کار، احساس کردم همان فضایی است که سالها در ذهنم بهدنبال آن بودم. من از سال ۹۵ با نتورک حضوری آشنا شده بودم و علاقه زیادی به این مدل کار داشتم، اما به دلایلی امکان ادامه آن مسیر برایم فراهم نشده بود.
بزرگترین چالش من، تمسخر و قضاوت اطرافیان بود؛ مخصوصاً به دلیل جایگاه کاری و اعتبار اجتماعیای که پیش از آن داشتم. گاهی با عنوان ویزیتور خطابم میکردند و تصورشان این بود که خیلی زود این کار را رها خواهم کرد. حتی خانواده ام، از روی دلسوزی و به دلیل ناآشنایی با این شرکت، تا امسال تقریباً هیچ خریدی از من نداشتند. عبور از نگاه دیگران و حفظ اعتمادم به انتخابی که کرده بودم، برای من سختترین قسمت مسیر بود.
در مقطعی تصمیم گرفتم بهجای درگیر شدن با حرفها، فقط دوام بیاورم؛ با حال خوب، کار روی ذهن و تلاش واقعی. یاد گرفتم نتیجه گرفتن فقط به تلاش بیرونی وابسته نیست و باید روی نگرش، صبر و شخصیت خودم هم کار کنم. کمکم با شکرگزاری و در کنار لیدرهای عزیزم، تغییرات درونی زیادی را تجربه کردم. همین تغییرات باعث شد نگاهم به کار، آدمها و حتی خودم عمیقتر و پختهتر شود.
بخشی از رفتارها و نگرشهایی که از منیت و نگاه از بالا به پایین در من شکل گرفته بود، بهمرور با شکرگزاری و همراهی حامیانم اصلاح شد. بعد از این تغییرات، رشد شخصی، درآمد و پیشرفت کاری هم کمکم خودش را نشان داد.
قوی باش؛ مبارز باش، گلادیاتور باش! و رسالت خودتو کشف کن. بدون یک فرمانده و لیدر، عبور از چالشهای این مسیر سختتر است. برای رشد، اول باید بسیاری از کارماها و گرهها را تسویه کنیم؛ بعد، دوام و صبر، ثمرهاش را در رشد و درآمد نشان میدهد.صبر و ظفر، دو برادرند.
موفقیت، با درست کار کردن و رشد دادن آدمها ساخته میشه!
ادوایزرقبل از تکسو، معلم بودم و سالها برای کارم زحمت کشیده بودم؛ اما همیشه ته دلم میگفتم: «من برای بیشتر از این ساخته شدم.»
دلم میخواست علاوه بر داشتن یک شغل، چیزی برای خودم بسازم؛ مسیری که رشد و درآمدم به میزان تلاش خودم وابسته باشه. وقتی وارد تکسو شدم، شاید نمیدونستم قرار هست دقیقاً به کجا برسم، اما میدونستم دیگه نمیخوام فقط تماشاگر زندگی خودم باشم.
استمرار داشته باشید و هر روز فقط یک قدم جلوتر برید.
ادوایزرقبل از اینکه با این تجارت آشنا بشم، یک کارمند بانک بودم. اون زمان تمام آیندهم رو در همون مسیر میدیدم. فکر میکردم تا آخر زندگی قراره کارمند باشم و هیچوقت تصور نمیکردم روزی مسیر زندگی و شغلم اینقدر تغییر کنه.
یکی از سختترین قسمتهای دوران کارمندی برای من، دور بودن از بچههام بود. ساعتهای زیادی رو سر کار میگذروندم و وقتی به خونه میرسیدم، زمان زیادی برای بودن کنار خانوادهم نداشتم. همیشه ته دلم دوست داشتم کاری داشته باشم که هم بتونم درآمد خوبی داشته باشم و هم زمان بیشتری در کنار فرزندانم باشم.
آشنایی من با این تجارت هم خیلی اتفاقی و از جایی شروع شد که خودم مصرفکننده محصولات بودم. از محصولات نتیجه خیلی خوبی گرفتم و چون خودم بهشون باور پیدا کرده بودم، با علاقه اونها رو به اطرافیانم معرفی میکردم.
بعد از مدتی، مشاورم به من پیشنهاد داد که بهجای اینکه فقط محصولات رو معرفی کنم، خودم وارد این تجارت بشم و از این مسیر درآمد داشته باشم. تصمیم گرفتم امتحانش کنم. شروع کردم؛ اون هم بهصورت پارهوقت و فقط با یک هدف ساده: اینکه بتونم بخشی از مشکلات مالی زندگیمون رو بهتر کنم.
اوایل واقعاً سخت بود. از یک طرف کار بانک، از طرف دیگه این تجارت و در کنارش رسیدگی به دو فرزند کوچیک. خیلی وقتها خسته میشدم، اما هر بار به خودم یادآوری میکردم که برای چی شروع کردم.
کمکم یاد گرفتم چطور زمانم رو مدیریت کنم و با وجود تمام مشغلهها، استمرار داشته باشم.
خدا رو شکر، بعد از مدتی دیدم درآمدی که از این کار بهصورت پارهوقت به دست میارم، داره ماهبهماه بیشتر میشه و کمکم به درآمد کارمندیام نزدیک میشه.
اوج خوشبختیه که بقیه بتونن روی درآمدت و خودت حساب کنن!
ادوایزر 1 ستارهمن سیمین ضمیری ام و لیسانس برنامه ریزی شهری دارم.
قبل از تکسو شغلهای مختلفی رو تجربه کردم و حدود 5 سال بود نماینده محصولات طب سنتی بودم و مشاوره طب سنتی میدادم تا اینکه حامی من در سال 96 در معرفی به من گفتن کنار این محصولات میتونی محصولات دیگه هم داشته باشی. علاوه بر اون کلاسهای رشد شخصی هم داره که من شگفت زده شدم از اینکه میتونم به آرزوی همیشگیم برسم که کمک به مردم از نظر مالی بود.
تونستم آدم های زیادی رو بسازم و رشدشون بدم.
ادوایزراز وقتی شروع کردم که اولین مصرف کننده خودم شدم و از محصولات حس خوب گرفتم . ولی بیشتر آدمهای اطرافم منفی میزدن، حمایتی نداشتن، مسخره میکردن و گاهی قضاوت میشدم. حتی زمان هایی بود که بهم برمی خورد ولی با تمام چالش ها وسختی هاش محکم ایستادم تا هم به خودم ثابت بشه هم اطرافیانم که من میتونم.
وقتی متوجه رشد شخصیتی و بالا رفتن اعتماد به نفسم شدم و کلی اطلاعات و آگاهی کسب کردم ، کم کم شیفته تجارت و شرکتم شدم و همین ارزشی که به من داده شد، برای من کلی انگیزه ایجاد کرد برا ادامه دادنم.
امروز که دارم براتون از داستان شخصی خودم میگم شدم جزء 15نفر برتر شرکت تکسو
و تونستم جایگاه لیدری رو برای خودم تیک بزنم چون تونستم با صبوری و باوری که برام ساخته شد، آدم های زیادی رو بسازم و رشدشون بدم.
صحبت پایانی من برای شما دوست عزیز اینه که هیچ کسب و کاری بهتر از بازاریابی شبکه ای و هیچ شرکتی بهتر از تکسو در دنیا پیدا نمی کنید که همه ی چیزهایی که یک آدم از این دنیا می خواد رو دونه به دونه بهش بده . شخصیت، اعتماد به نفس، درآمد، حال خوب و سلامتی و زیبایی



مسیر هر فرد متفاوت است؛ اما رشد پایدار معمولاً محصول یادگیری، استمرار و تجربه است.

تلاشهایی که دیده میشوند
1
دورانی علیزاده 87٬942٬596 تومان
2
منیره اکبری 82٬735٬252 تومان
3
محمد حسین خالق زاده 81٬518٬703 تومان
4
محمدرضا طاهری 61٬295٬497 تومان
5
راحله گوهری نهند 55٬848٬427 تومان
6
کبری طاهرزاده 54٬450٬823 تومان
7
اکرم سیستانی قهجاورستانی 42٬173٬858 تومان
8
پریسا پناهی درچه 35٬979٬391 تومان
9
صدیقه هاشم زاده پیوندکهنه 36٬053٬511 تومان
10
مژگان حسین زاده اردکانی 33٬610٬134 تومان
1
دورانی علیزاده 87٬942٬596 تومان
2
منیره اکبری 82٬735٬252 تومان
3
محمد حسین خالق زاده 81٬518٬703 تومان
4
محمدرضا طاهری 61٬295٬497 تومان
5
راحله گوهری نهند 55٬848٬427 تومان
6
کبری طاهرزاده 54٬450٬823 تومان
7
اکرم سیستانی قهجاورستانی 42٬173٬858 تومان
8
پریسا پناهی درچه 35٬979٬391 تومان
9
صدیقه هاشم زاده پیوندکهنه 36٬053٬511 تومان
10
مژگان حسین زاده اردکانی 33٬610٬134 تومان
1
محمدحسین عادل ادوایزر 2 ستاره
2
حسن احمدخواه چوشلی ادوایزر
3
محمدرضا فضلعلی ادوایزر
4
ریحانه گل اردکانی دایرکتور طلایی
5
مرتضی بهادری دایرکتور طلایی
6
حسن احمدخواه چوشلی دایرکتور طلایی
7
طاهره بهرامی فرد دایرکتور طلایی
8
فاطمه غلامی دایرکتور طلایی
9
فاطمه غلامی دایرکتور 3 ستاره
10
آتنا نوری دایرکتور 3 ستاره
با فرصت همکاری در تکسو آشنا شوید و ببینید آیا این مسیر برای شما مناسب است.
آشنایی با شرایط همکاری ←